الشيخ أبو الفتوح الرازي

40

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

دينها ، و تو را ظفر دهم و نصرت كنم و دشمنانت را هلاك كنم . * ( وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ ، ) * و آمرزش خواه از خداى براى گناهت ، يعنى براى گناهى كه امت با تو كردند . و اضافت كرد مصدر را با مفعول . * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ ، ) * و تسبيح كن به ذكر ( 1 ) خداى تعالى و به شكر او ، بشبانگاه و بامداد ، يعنى شام ( 2 ) و خفتن ، و نماز بامدادى به پاى دار . و گفتند : * ( بِالْعَشِيِّ ، ) * به شبانگاه ، مراد بعد زوال است تا نماز خفتن با ( 3 ) نماز شام و نماز پيشين و ديگر ( 4 ) در او داخل باشد . و ( 5 ) ببامداد ، تا تمامى پنج نماز بود . * ( إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّه ، ) * آنگاه گفت : آنان كه خصومت كردند و جدل و مناظره كنند در آيات خداى تعالى و در ابطال آن و دفع حجت ايشان ، * ( بِغَيْرِ سُلْطانٍ ، ) * بى حجتى و بينتى كه به ايشان آمد . * ( إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ، ) * در دلها ( 6 ) نيست الا تكبرى و ترفعى كه ايشان به آن نرسند و خداى تعالى ايشان را ذليل و مهين بكند در پيش تو . مجاهد گفت : مراد به « كبر » ، حسد است ، كه در دل ايشان بود ، بر رسول - عليه السلام - به نبوت . * ( ما هُمْ بِبالِغِيه ، ) * ايشان به آن نرسند و آن ( 7 ) نيابند . * ( فَاسْتَعِذْ بِاللَّه ) * [ 142 - ر ] ، پناه با خداى ده از ايشان ، كه خداى تعالى شنوا و بيناست ، شنواست به اقوال ايشان و داناست به احوال ايشان . * ( لَخَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ ، ) * بيان بكرديم كه ، هر كجا « لام ابتدا » باشد ، جواب قسم بود ، اما ظاهرا و إما مضمرا . مفسران گفتند : اين آيت و آن كه پيش اين است ، در جهودان آمد چون گفتند : صاحب ما مسيح بن داود است ، يعنى دجال كه در آخر الزمان بيايد و جهان به دست گيرد ، و آبهاى عالم در دست او باشد ، و او آيتى باشد از آيات خداى تعالى ، اين آيت بفرستاد و گفت : فاستعذ بالله من فتنة الدجال ، تو از فتنهء دجال پناه با خداى ده كه او شنواست و بيناست . آنگه گفت : خلق آسمان و زمين مهتر است و بيشتر از خلق دجال و لكن بيشتر مردمان نمىدانند ، يعنى جهودان كه تبجح مىكنند به دجال و با مؤمنان خصومت مىكنند در امر دجال .

--> ( 1 ) . آج : به امر ، گا : به حمد . ( 2 ) . ما ، گا ، آد : نماز شام . ( 3 ) . آج : و ، گا ، لا ، آد : تا . ( 4 ) . گا ، لا ، آد : پسين . ( 5 ) . گا ، آد ، افزوده : الابكار . ( 6 ) . ما ، گا ، لا ، آد : دلهاى ايشان . ( 7 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : پايه .